يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف- 87) کلیه اخبار و شواهد حکایت از حیات این عزیزان و حضور آنان در زندان های رژیم اسرائیل دارند و حتی اگر کسی احتمال یک درصد حضور این عزیزان در این زندانها را بدهد واقعا تصور 26 سال اسارت آن هم در زندانهای بدترین دشمنان واقعا غیر قابل تصور و دردآور است. در این 26 سال مادرها و پدران زیادی چشم به راه دیدن عزیزانشان از دنیا رفتند مادر پدرم لحظات آخر در بیمارستان هنگامی که آخرین درد و دلهای خود را با پرستار بخش CCU انجام می داد به او گفت عزرائیل خیلی وقت است که به من مهلت داده تا بلکه محسن را ببینم و بمیرم ولی ظاهرا قرار است بدون دیدن او بروم و دقایقی پس از گفتن این کلمات پس از 24 سال چشم انتظاری از دنیا رفت. هم اکنون تنها یک پدر پیر و دو مادر (والدین سایر اسرا) چشم به انتظار باقی مانده اند ؛ دعا کنید آنها چشم به راه، از دنیا نروند. الهم فک کل اسیر
ای پسرانم! برويد و از يوسف وبرادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مايوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مىشوند!
بیش از 26 سال است که از اسارت چهار فدایی اسلام و میهن اسلامی مان به دست دژخیمان رژیم صهیونیستی می گذرد .سید محسن موسوی کاردار و دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت، حاج احمد متوسلیان، کاظم اخوان و تقی رستگار مقدم چهار عزیزی که در زمان هجوم اشغالگرانه رژیم اشغالگر قدس به لبنان و محاصره بیروت بنا به وظیفه اسلامی و انسانی خود و برای یاری مردم و شیعیان ستمدیده لبنان عازم بیروت شدند و از آن زمان یعنی تیر ماه 1361 که اتفاقا مصادف با ماه مبارک رمضان نیز بود تا کنون در شکنجه گاههای رژیم صهیونیستی به سر می برند.
هر کس اگر خود را یک لحظه به جای آن عزیزان بگذارد آیا تحمل یکسال و یا حتی یک ماه حضور در این زندانها را خواهد داشت؟!
بخشی از نامه سید رائد موسوی فرزند سید محسن موسوی دیپلمات ربوده شده ایران در لبنان
+ نوشته شده توسط سید جواد در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 1:25 |

